سر آغاز

به نام حضرت دوست که هر چه هست و نیست از اوست...

شاید این یک شروع دلگیر باشه ... میفهمید به زودی  ، حرف های این دل شاید شنیدنی نباشن اما خبر از دردی بزرگ میدن. اینطور شرو ع کنم شاید بهتر باشه :

پس خدا را ! خدا را! بپرهیزید از سرکشی  در این جهان و بترسید از کیفر نا خوشایند ستم در آن جهان ، و پایان زشت خود بینی که دامی است نهاده ی شیطان . دامی بزرگ و فریفتنی سترگ. بر دل مردان راه یابد ، چون زهر کشنده که در اندامها شتابد . هیچگاه از کار باز نماند، و به خطا کس را از مکر خود نرهاند. نه دانشمندی را به خاطر دانش و نه مستمندی را در فرسوده پوشش ، و خدا بندگان با ایمان خود را از این آسیب برکنار میدارد ، با نمازها و زکات ها و روزه گرفتن ها ی دشوار ، در روز هایی که واجب است تا اندامهاشان بیارمد با این کار ، و دیده هاشان خاشع شود و جانهاشان خوار . و سبک ساختن دلهای آنان و بردن خودبینی از ایشان ، به فروتنی که در این عبادتهاست  : از چهره های شاداب را به تواضع بر خاک سودن ، . با چسبانیدن اندامها ی پاکیزه بر زمین خردی خویش را نمودن ، و رسیدن شکم ها به پشت به فروتنی و خوار ی به خاطر روزه داری ، و آنچه در زکات است از دادن بهره های زمین و جز آن به مستمندان و بیچارگان...

نهج البلاغه ی مولا امیر المومنین (ع)...

راستش نمیدونم چرا شروع کردم و به کجا خواهد رسید این دلتنگی ها ، اما میدونم که کمترین فایده آروم شدن دل خودمه...

لیست افرادیکه سرنماز باید دعاشون کنم خیلی زیاد شدن... این اواخر کسانی که انتظارش رو نداشتم پیشم گریه گردن و این باعث شده حسابی به هم بریزم، نمیدونم کاری از دستم بر میاد یا نه... کاش انقدر درگیر خودم نبودم ، دلم حس پرواز میخواد دلم میخواد به حال و احوال کنونی همه مون اشک بریزم و در نهایت فقط این شعر را زمزمه کنم....

مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا..... گل باصفاست اما بی تو صفا ندارد،  گر بر رخت نخندد در باغ جا ندارد ،

 فریاد بی صدایم در سینه حبس گشته از بس که ناله کردم آهم  صدا ندارد.... مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا.....

تیغ از تو گردن از من چون و چرا ندارد هر کس تو را ندارد جز بی کسی چه دارد....

یا علی.

 

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید